اگر روزی همه خوبی های تو را فراموش کردندتو خوب بودن را فراموش نکن.همه حواس به آمدن بهار استو هیچ کس نمی داند زمستانبا همه خوبی ها و قشنگی هایشچه بی صدا کوله بارش را بسته استو دارد می رود .اسفند زیبا!ماه دوست داشتنی من !دختر ته تغاری زمستان!کاش می دانستندتو برای اینکه پیام آمدن بهار را ارمغان بیاوریچه راه دور و درازو پررنج و دردی راپشت سر گذاشته ای!بگذار همه بروندتند و دوان به استقبال بهار.اما من حواسم به رفتنت هست.قدم زنانبدرقه ات خواهم کردو لحظه های آخر بودنت راقدر می دانم.تو می رویو مرابه فصل آغاز رویش می رسانی..."از دلنوشته های نگار"
برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: شنبه 25 فروردين 1403 ساعت: 20:55
سال نو از راه می رسد.تمام گذشته ام را می بخشم.من در اصالت، ریشه دارم.با بهار دوباره سبز خواهم شد.می خواهم خودم را دوست بدارمو باز خودم راو همواره خودم را ..."از دلنوشته های نگار"
برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: شنبه 25 فروردين 1403 ساعت: 20:55
شاملو در یکی از نامه هایش به آیدا می گوید:"من با توانسانی را که هرگز در زندگی خود نیافته بودم پیدا کردم ."و من این چنین می گویم :من با تو دریافتم که جهان هنوز هم می تواندجای قشنگی برای زندگی باشد.در عصری که عشق را زنده به گور می کنندتو مبعوث شدیبا نور عشق در دستانتو دم مسیحایی در کلامتتا دریابم هنوز هم می شود با معجزه ایمان آورد.مثل معجزه تو در زندگی من.مثل ایمان من به عشق توچه اندازه عشق می تواند زیباباشد و جان بخش !..."ازدلنوشته های نگار"
برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: شنبه 25 فروردين 1403 ساعت: 20:55